متن کامل خبر


 
اما ز راه دور؛ سلام حضرت حسین…

خلاصه خبر: از پرهای سوخته و خیمه های خاکستر، چهل روز مى گذرد؛ از شانه هاى بى تکیه گاه و چشم هاى به خون نشسته، از لحظاتی که سیلی می وزید و صحرا در عطشى طولانى، ثانیه هایش را به مرگ می بخشید.

حالا چهل روز است که مرثیه هامان را در کوچه هاى داغ، مکرر مى کنیم.
چهل شب است که بر نیزه شدن آفتاب را سر بر شانه هاي آسمان می گرییم. «اى چرخ! غافلی که چه بیداد کرده اى».
نزدیکِ اربعین، دلِ جا مانده ها گرفت…
یک بینوا برای خودش ربنا گرفت…
هرکس رسید؛ سوال کرد: زائری؟
از این سوال، دلِ پُرخونِ ما گرفت…
آقا مگر “بَدان” به حریمت نمیرسند؟
پس “حُر” که بود که جام بلا گرفت…؟
باشد؛ محل نده… نبرم اربعین حرم…
اما بدان؛ که قلبم از این ماجرا گرفت…
آنقدر گریه میکنم که بگویند عاقبت:
نوکر ز اشکِ خود سفرِ کربلا گرفت…
اما ز راهِ دور؛ سلام حضرت حسین…
بارانِ اشک، از این روضه ها گرفت.
"مرتضی شاهمندی”
فرا رسیدن اربعین حسینی را به دانشگاهیان تسلیت می گوییم.


4 مهر 1400 / تعداد نمایش : 199