متن کامل خبر


 
پنجمین جلسه ی هم اندیشی استادان دانشکده کشاورزی برگزار شد.

خلاصه خبر: به گزارش روابط عمومی دانشکده، پنجمین جلسه ی هم اندیشی استادان دانشکده کشاورزی با موضوع تغییر اقلیم برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی دانشکده، پنجمین جلسه ی هم اندیشی استادان دانشکده کشاورزی با موضوع تغییر اقلیم برگزار شد.

در این جلسه پس از تلاوت آیاتی از کلام ا... مجید، ابتدا آقای دکتر جواد رضایی، عضو هیئت علمی گروه علوم دامی، چنین گفت: راهکارهای کاهش تولید گازهای گلخانه‌ای در بخش دامپروری و زمینه‌های بررسی در این حیطه را می توان شامل مواردی دانست از قبیل :

1- در بخش دامپروری سیاست بازار بهتر است به سمتی جهت‌گیری نماید که تولید و مصرف فراورده‌های‌ دامی در یک منطقه باشد. یعنی، مصرف مواد غذایی بومی-محلی در فرهنگ جامعه قرار گیرد. این امر علاوه بر کاهش هزینه تولید، موجب کاهش یا حذف انرژی موردنیاز برای حمل و نقل و بنابراین کاهش تولید CO2خواهد شد. بدین منظور، باید تأثیر انتقالات داخل مرزی یا واردات محصولات دامی-زراعی بر پدیده گرمایش زمین بررسی شود و در برنامه‌های توسعه ملی و جهانی به معضلات ناشی از صنعت دامپروری و راهکارهای آن پرداخته شود.

2- مدیریت ذخیره کودهاي دامی (آلی) بحث بسیار مهمی است. تجزیه کود دامی توسط میکروبهاي هوازي موجب تولید CO2و آب، و تجزیه کود توسط میکروبهاي بیهوازي با تجزیه سلولز باعث ایجاد CO2و متان می‌گردد. لذا، بسیار خوب خواهد بود که تحقیق در زمینه روش بهینه ذخیره‌سازی کود با هدف حفظ محیط زیست، و تحقیق در زمینه فراوری کود و نقش جاذبها و موانع انتشار گازها از بستر و کود ادامه یابد و توسعه داده شود.

3- فرهنگسازی در زمینه تعریف رژیمهای غذایی مناسب برای مردم که سازگار با محیط زیست باشد باید جزء اولویتها قرار داده شود. ارائه سياست‌هايي در راستاي بهینه‌سازی تقاضای گوشت قرمز برابر خواهد بود با حفاظت از محيط زيست، کاهش گرمایش و حفظ سلامت انسان و زیست‌کره. شایسته است که میزان آگاهی مردم از فرهنگ تغذیه و ارتباط آن با محیط زیست و جنبه‌های نظری-فکری-عملی آن مورد کنکاش قرار داده شود.

4- تحقیقات جامع‌نگر و ژرف در زمینه مصرف متان حاصل از فضولات احشام به عنوان گاز طبیعی در مصرف خانگی و تجاری و بررسی ابعاد اقتصادی-فرهنگی آن در کشورهای مختلف در تیررس بررسی قرار دارد؛ و راهکاری در مسیر کنترل انتشار گازهای گلخانه‌ای از بخش دامپروری است.

5- مدیریت مصرف آب در صنعت دامپروری دارای اهمیت فراوان در مبارزه با گرمایش جهانی است. استحصال، تولید و انتقال آب بسیار هزینه‌بر و انرژی‌بر است و در امریکا یکی از بخشهای بسیار پرمصرف انرژی به شمار می‌آید که نقش فراوان در تولید گازهای گلخانه‌ای دارد. تحقیق در زمینه سیستمهای آب و مصرف آب در دامداریها و تحقیق در مورد استفاده از روشهای نظافت اماکن دامداریها (بجز روش شستشو با آب) و بررسی ابعاد اقتصادی و فکری مسأله باید مورد توجه قرار داده شود.

6- تأثیر روشهای فراوری خوراک دام (مانند تکنیکهای فیزیکی، شیمیایی، مکانیکی، بیولژیکی، پرتوتابی، ....) بر اتلاف گازهای تخمیری از شکمبه دام مسیر پژوهشی خوبی خواهد بود.

7- همکاری همگانی جامعه علمی در مسیر بهبود کیفیت علوفه در کشور، به‌نژادی علوفه (برای بهبود کیفیت منابع علوفه‌ای)، دستکاری ژنتیکی علوفه (برای کاهش ترکیبات متانزای گیاه)، بهزراعی علوفه (با هدف بهبود کیفیت علوفه استحصالی و در نتیجه کاهش اتلافات تنفسی گازها، مدفوع و ادرار) و تحقیق در مورد مدیریت مرتع و استفاده از ترکیبات احتمالی کاهنده تولید متان در دام باید تحقیق شود.

8- توصیه شده که تأثیر تغییر جمعیت دامی کشورها از دام سنگین به سبک بر تولید متان و دیگر گازهای گلخانه‌ای بررسی شود و تحقیقات علوم دامی و پژوهشهای اقتصادی و عواقب و آثار آن کنکاش گردد.

9- کاربرد متابولیتهای گیاهی (گیاهان دارویی یا خودرو دارای مواد مؤثره) یا سنتتیک با قابلیت تغییر تخمیر شکمبه و انحراف در تولید H، CO2و متان باید آزمون شود. پتانسیل بسیار خوب مخازن ژنتیکی انبوه گیاهان مرتعی-دارویی در ایران وجود دارد که ممکن است د کاهش دسترسی متانوژنها به Hمؤثر باشند.

10- تحقیق در زمینه از‌ بین‌بردن میکروبهای متانوژن در شکمبه دام در جریان است (مانند روش واکسیناسیون؛ در استرالیا).

و در نهایت باید گفت، سایر روشهایی که ممکن است آثار مفید در کاهش تولید گازهای گلخانه‌ای در بخش دامپروری دارند باید آزمون گردد و ارائه راهکار شود.

سپس آقای دکتر محمدتقی عبادی، عضو هیئت علمی گروه باغبانی، چنین گفت: با آغاز انقلاب صنعتي در اوايل قرن نوزدهم ميلادي و رشد روز افزون صنایع مختلف، تغييرات گوناگوني نيز در زندگي انسانها رخ داده است. نياز بشر به انرژي و مصرف انواع سوخت هاي فسيلي باعث افزايش شديد تولید گازهايي مانند دي‌اكسيدكربن در جو زمین شده است و علاوه بر آن قطع درختان و تخریب جنگل ها و توسعه صنایع آلوده کننده محیط زیست نیز بر این بحران کمک نموده است. تمامی این عوامل سبب ایجاد پدیده ای با نام تغییر اقلیم شده است که برخي پيامدهاي شناخته‌شده ناشي آن عبارتند از :

-         بالا آمدن سطح آب درياها و كاهش منابع آب شيرين

-         تغيير در ميزان بارش باران و جهت وزش باد

-         افزايش بلاياي طبيعي مثل طوفان، گردباد و سيل

-         افزايش ميزان خشكسالي و توسعه مناطق بياباني

-         افزايش آلودگي هوا در برخي مناطق در اثر افزايش بادهاي گرم

-         اثر احتمالي بر گسترش بيماريهايي نظير مالاريا و ...

 

در این میان، گیاهان دارویی و معطر به عنوان بخشی از فلور گیاهی اکوسیستم زمین نیز بی نصیب از این تغییرات نبوده اند و کاهش تولید جهانی آنها در کشورهایی مانند مجارستان (تخریب مزارع رازیانه و آنیسون در اثر افزایش سیلاب های فصلی)، آلمان و لهستان (کاهش گرده افشانی و تشکیل بذر گیاهان دارویی خودکشت نظیر بابونه در اثر گرم شدن شدید هوا)، گواتمالا (کاهش تولید هل در اثر گرم شدن شدید هوا)، کشورهای آمریکای لاتین (افول تولید قهوه در اثر کاهش بارندگی) و استرالیا (کاهش تولید رازک در اثر خشکسالی) کاملا محسوس است. البته برخی از گیاهان دارویی با قابلیت تحمل بالای تنشهای محیطی دارای مزیت نسبی جهت توسعه کشاورزی و سودآوری برای کشاورزان در مناطق نامساعد محیطی هستند و هم اکنون در کشورمان برخی از این گیاهان نظیر گل محمدی، شیرین بیان، آویشن، انغوزه و ... در شرایط دیم مورد کشت قرار می گیرند.

البته تغییر اقلیم علی­رغم تاثیرات منفی که بر تولید جهانی گیاهان دارویی داشته است، گاها تاثیرات مثبتی نیز بر کمیت و کیفیت مواد موثره آنها گذاشته است زیرا بیوسنتز متابولیت های ثانویه در گیاهان دارویی و معطر، محصول برهمکنش تنش های محیطی نظیر خشکی، شدت و کیفیت نور بخصوص افزایش پرتو ماورای بنفش (UV-B)، افزایش غلظت دی اکسید کربن و ... است. لذا با مدیریت تولید گیاهان دارویی در شرایط تغییر اقلیم می توان انتظار داشت نتایج مثبتی در کیفیت محصول آنها حاصل گردد.

علاوه بر این، برخی از گیاهان دارویی (مانند مرزنجوش) دارای قابلیت استفاده در جیره غذایی دام ها بخصوص گاو جهت کاهش تولید گاز متان در سیستم گوارش آنها هستند که این موضوع می تواند در کاهش تولید گازهای تاثیر گذار بر اقلیم حائز اهمیت باشد.

همچنین با امکان استفاده از گیاهان دارویی و معطر در طراحی فضای سبز شهری، می توان از مصرف بی رویه آب جلوگیری نمود و نشاط و شادابی را به مردمان شهرها در شرایط بحران تغییر اقلیم بازگرداند.

در ادامه آقای دکتر محرمی پور، مدیر گروه حشره شناسی کشاورزی، چنین گفت: انسان با فعالیت های خود در 50 سال گذشته مسئول اصلی گرم شدن کره زمین می­باشد. این امر می­تواند دمای کره زمین را از 4/1 تا 8/5 درجه سلسیوس افزایشدهد. گفته می­شود که اگر روند فعالیت های انسان از سال 1990 به همین شکل تا سال 2100 ادامه یابد دمای کره زمین حدود 8 یا 9 درجه سلسیوس افزایش خواهد یافت.

مطابق آخرین پژوهش های انجام شده، قدمت حشرات به حدود 480 میلیون سال می­رسد و به اصطلاح همان زمانی که گیاهان به وجود آمدند حشرات نیز به تغذیه از آ نها مشغول شدند. این در صورتی است که قدمت انسان به بیش از 3 میلیون سال نمی­رسد، بنابر این حشرات میلیون ها سال قبل از پیدایش انسان بوجود آمده­اند و از قدیمی­ترین موجودات کره زمین محسوب می­شوند. حشرات موجوادتی هستند که در همه جا وجود داشته و نقش گسترده­ای در اکوسیستم ایفا می­نمایند.

مباحث زیادی در ارتباط با اثر تغییر اقلیم روی حشرات مطرح است اما با این وجود مقالات کمی در این زمینه منتشر شده است. اثر تغییر اقلیم موضوعی است که بر پراکنش، تعداد نسل، میزان تراکم جمعیت و بر مقاومت گیاهان به آفات تاثیر می­گذارد. به طور مثال حشراتی که زمانی در جمعیت کم فعالیت داشته و به چشم نمی­آمدند، در اثر تغییر اقلیم می­توانند به آستانه خسارت برسند. حشرات جزء موجوداتی هستند که به دلیل سرعت رشد بالا می­توانند نسبت به تغییر اقلیم واکنش سریعی نشان دهند. اما مشاهده این اثرات در گیاهان به دلیلسرعت رشد بطئی در بلند مدت آشکار خواهد شد. تاثیر تغییر اقلیم می­تواند موجب کم شدن تعداد دشمنان طبیعی و در نتیجه طغیان برخی آفات گردد. از اثرات مخرب تغییر اقلیم می­توان به عاملی برای انقراض برخی موجودات زنده اشاره نمود. گفته می­شود سرعت انقراض حشرات 100 تا 1000 برابر بیشتر از گذشته شده است. به طوری که اگر دمای کره زمین 6 درجه افزایش پیدا نماید حتی می­تواند منجر به نابودی انسان شود. تغییر فون حشرات نیز در اثر تغییر اقلیم مطرح است. مثلا حشرات به عرض های جغرافیایی بالاتر گسترش یافته و به تدریج می­تواند منجر به تغییر فون آفات در یک منطقه شود. همچنین شکسته شدن مقامت گیاهان به آفات در اثر تغییر اقلیم می­تواند از طریق افزایش مصرف سموم کشاورزی و بهم خورد تعادل طبیعی اکوسیستم موجب خسارت­های جبران ناپذیر به اقتصاد کشاورزی شود. گیاهان ترانس ژنیک نیز از این قاعد مستثنی نیستند و تغییر اقلیم باعث می­شود در ساختار ژنتیکی آنها تغییراتی ایجاد گردد. مثلا گیاهان حاوی ژن  Btممکن است در اثر افزایش دما، توکسین کمتری تولید کرده و مقاومت آنها شکسته شود. کم شدن تاثیر آفت کش­ها از دیگر آثار زیانبار تغییر اقلیم به شمار می رود. گفته می­شود که ممکن است در اثر افزایش دمای هوا و تشعشع نور ماوراء بنفش و کاهش رطوبت نسبی هوا میزان تاثیر آفت­کش­ها نیز کاهش یابد. برای تولید هر آفت­کش هزینه­ای حدود150 میلیون دلار لازم است و لذا خسارت بسیار بزرگی در این زمینه به کشاورزان تحمیل می­شود. افزایش گاز co2نیز منجر به تغییراتی در ترکیب گیاه می­گردد که ممکن است باعث طغیان آفت گردد. تولید گاز Co2توسط حشرات نیز مطرح است. در زمینه تولید گاز co2فعالیت موریانه ها و سن ها نقش پررنگ تری دارند.هم چنین هنگامی که ارزش غدایی گیاه پایین بیاید در این صورت حشره باید غذای بیشتری مصرف نماید و این عامل نیز باعث افزایش میزان co2خواهد شد. در نهایت تغییر اقلیم و گرم شدن کره زمین در اثر فعالیت­های انسان کار حشره شناسان را پیچیده می­کند زیرا حشره شناسان نیز مسول امنیت تولید غذا هستند.

سپس آقای دکتر رسول راهنمایی، مدیرگروه خاک شناسی، در بخشی از سخنانش چنین گفت: منظور از تغییرات اقلیمی تغییر در توزیع آماری الگوهای هواشناسی است که معمولا در طی هزاران و یا میلیون ها سال اتفاق می افتد. بررسی شواهد زمین شناسی و خاک شناسی نشان میدهد که تغییرات اقلیمی در طی چند میلیون سال گذشته به طور طبیعی وجود داشته است. معمولا دلیل اصلی تغییر اقلیم (بهویژه در دوره  Pleistocent- دومیلیون سال گذشته) تغییر در میزان تشعشات خورشیدی است که خود متاثر از تغییرات دوره ای در فاصله زمین از خورشید و همچنین میزان انحراف محور زمین است. آثار دوره های سرد و گرم (یخچالی و بین یخچالی) بیشتر در مدارهای شمالی و جنوبی کره زمین و کمتر در مناطق نزدیک به خط استوا مشاهده می شود. این تغییرات حتی موجب شده است که تکامل انسان و جدایی آن از اجداد شبه انسانی او بیشتر در مناطق نزدیک به استوا به خصوص در قاره آفریقا صورت گیرد.

تغییرات اقلیمی طبیعی که در مقیاس چند ده هزار سال صورت میگیرد ممکن است بقاء انسان را مشابه با گونه های دیگر به خطر اندازد. چنان که از دیدگاه زمین شناسی انقراض Homoو دیگر گونه های شبه انسان ممکن است به دلیل تغییر اقلیم طبیعی رخ داده باشد. اما تغییرات اقلیمی که در بازه زمانی طولانی و تدریجی چند ده هزار و چندصد هزار سال رخ میدهد ممکن است شرایط لازم برای تطبیق ژنتیکی انسان و دیگر گونه های جانوری را فراهم سازد.

در ارتباط با تغییرات اقلیمی که در طول چند دهه اخیر رخ داده است سوال اساسی این است که آیا این تغییر اقلیم که ما شاهد آن هستیم طبیعی است؟ و اینکه آیا این تغییر اقلیم می تواند آینده انسان را به خطر اندازد؟

پاسخ بسیار از دانشمندان سوال اول منفی است و آن را ناشی از فعالیتهای انسانی میدانند. نگاهی به موجودات منقرض شده از جمله Homoنشان می دهد که تغییرات در اکوسیستم زمین (از جمله تغییرات اقلیمی و موجودات بیماری زا و غیره) می تواند حیات انسان را به خطر بیاندازد. حال اگر این تغییرات در مدت زمان کوتاه اتفاق بیفتد احتمال سازگاری انسان بسیار کم است. این خطری است که تغییر اقلیم کوتاه مدت ناشی از فعالیت انسان را پراهمیت می سازد.

اما در مورد نقش خاک در تغییرات اقلیمی، معمولا دلیل اصلی که برای تغییرات اقلیمی چند دهه اخیر بیان میشود تغییر در موازنه بودجه انرژی زمین ناشی از تغییر در تعادل چرخه کربن بیان می شود.

منابع اصلی کربن در زمین در لیتوسفر، اقیانوسها، بیوسفر، اتمسفر، سوختهای فسیلی و پیت قرار دارد. در دوران اخیر زمین شناسی و در طول هزاران و یا صدها هزار سال گذشته، به تدریج بین منابع کربن تعادلی نسبی برقرار شده بود. اما فعالیت های انسان در طول دو قرن اخیر موجب برهم زدن این تعادل شده است. نقش انسان را میتوان در دو بعد اصلی بیان کرد یکی تغییر در بیوسفر سطح زمین و دیگری استفاده از سوختهای فسیلی است که هر دو مورد موجب تبدیل ذخیره کربنی جامد زمین به شکل گاز دی اکسید کربن و رهاسازی آن به اتمسفر شده است. افزایش دی اکسید کربن به اتمسفر موجب افزایش تدریجی درجه حرارت شده است که این عامل موجب تشدید تغییر شکل کربن بیوسفیر از فرم جامد به فرم گازی شده است.

بنابراین خاک به عنوان منبع اصلی کربن بیوسفیر، نقش بسیار مهمی در چرخه کربن بازی میکند. بهره برداری انسان از خاک برای تولید محصولات کشاورزی و تغییر کاربری اراضی و تبدیل جنگلها به زمین های کشاورزی موجب تغییر شکل مواد آلی خاک به گاز دی اکسید کربن شده است. با توجه به ذخیره بسیار بزرگ کربن در خاک  به فرم مواد آلی و یا کانی های معدنی این گونه های فعالیت های انسان موجب تشدید تغییر شکل کربن خاک و تاثیر بسیار بزرگ در چرخه کربن زمین شده و میشود.

علاوه بر این، خاک نگهدارنده شواهد تغییرات اقلیم در گذشته است. پدولوژیست ها و زمین شناسان دوران چهارم با مطالعه تکامل خاکها٬و همچنین میکرومرفولوژی و مینرالوژی و خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاکها در سطوح مختلف زمین شناسی توانسته اند شرایط اقلیمی در مناطق مختلف را بازسازی کنند.

دو راه حل اساسی برای کاهش اثرات منفی تغییرات اقلیمی اخیر وجود دارد، یکی کاهش انتشار گازهای گلخانه ای و دیگری ذخیره کربن است. بنابراین در بخش کشاورزی با افزایش راندمان مصرف انرژی،  افزایش راندمان تولید محصولات کشاورزی، کاهش عملیات خاک ورزی، جلوگیری از تغییر کاربری جنگل ها به زمین های کشاورزی و افزایش بقایای گیاهی در خاک میتوان نقش موثری در چرخه کربن بویژه در تعادل گازهای گلخانه ای اتمسفر بازی کرد.

در ادامه آقایان دکتر عنایت عباسی، مدیر گروه ترویج و آموزش کشاورزی، و دکتر مسعود بیژنی، عضو هیئت علمی گروه ترویج و آموزش کشاورزی،  با ارائه مطالبی در رابطه با جایگاه و نقش ترویج و آموزش کشاورزی در مورد مساله تغییر اقلیم نتیجه گیری خود را  چنین بیان داشتند: امروزه، بحث تغییرات اقلیم و تأثیر آن بر زندگی انسان و محیط پیرامون او به بحثی جدی در محافل علمی تبدیل شده است. پر واضح است که این تغییرات در ابعاد مختلفی همچون گرم شدن زمین، افزایش گازهای گلخانه‌ای، گسترش و تمدد خشکسالی، کم‌آبی، تضاد‌ها و مناقشات آبی، مهاجرت‌های انسانی و جانوری و ... زندگی جانوران و بویژه انسان را با چالشی اساسی مواجه کرده است. در این میان، عوامل مؤثر بر تشدید تغییر اقلیم متأثر از دو دسته عوامل انسانی و غیر انسانی است. عوامل غیر انسانی شامل موارد متعدی از جمله حوادث طبیعی، موارد صنعتی، کشاورزی و دامپروری، حمل و نقل و ... می‌باشد. اما آن چه که تمامی این عوامل را در اختیار دارد و شدت و ضعف آن را کنترل می کند مربوط به عوامل انسانی است. انسان موجودی است که به‌واسطه دخالت‌های خود بویژه در پنجاه سال گذشته به شدت، طبیعت و کره خاکی را تحت تأثیرات رفتار خویش قرار داده است.

در نگرشی واقع‌بینانه باید اذعان داشت که تغییر اقلیم، پدیده‌ای اجتناب‌ناپذیر است که از ابتدای خلقت وجود داشته، دارد و خواهد داشت. اما این دخالت انسانی است که آن را از روند طبیعی خود خارج نموده و سایر موجودات را هم تحت تأثیر قرار داده است. چنانچه این تغییرات که در نگاه اول به آنها به‌عنوان ضعف و تهدید نگریسته می شود به درستی مدیریت شوند، می‌توانند در بسیاری از موارد تبدیل به نقطه قوت و یا فرصتی برای زندگی بهتر باشند. کلید موفقیت در این عرصه، تغییر فرهنگ برخورد با طبیعت می‌باشد. اینچنین تغییری خود مستلزم تغییر رفتار انسانی است. تغییری که هر چند در کلام، ساده به نظر می‌رسد در عمل، دارای فرآیندی پیچیده و دشوار است. برای ایجاد تغییرات رفتاری مطلوب، انسان نیازمند آموزش است و برای این آموزش باید سه حیطه از اهداف آموزشی به صورتی منظم و دقیق پشت سر گذاشته شوند.

1ـ تغییر در دانش و شناخت زیست‌محیطی: (که خود شامل شش مرحله‌ِی "دانش"، "فهمیدن"، "به کار بستن"، "تجزیه و تحلیل"، "ترکیب" و "ارزشیابی و قضاوت" می‌باشد).

2ـ تغییر در نگرش و باور زیست‌محیطی (تغییر عاطفی): (که خود شامل پنج مرحله‌ِی "دریافت و توجه کردن"، "پاسخ دادن"، "ارزش‌گذاری"، "سازماندهی ارزش‌ها" و "تبلور ارزش‌های سازمان‌یافته در شخصیت" می‌باشد).

3ـ تغییر در رفتار ، مهارت و عملکرد زیست‌محیطی (تغییر روانی ـ حرکتی): (که خود شامل پنج مرحله‌ِی "مشاهده و تقلید"، "اجرای عمل بدون کمک دیگران"، "دقت در عمل"، "هماهنگی حرکات" و "عادی شدن عمل" می‌باشد).

بی‌شک بدون طی نمودن 16 مرحله فوق نمی‌توان از افراد انتظار رفتارهای سازگار با محیط‌زیست داشت. البته این رفتار تنها منحصر به فرد فرد جامعه نیست بلکه چنین تغییراتی باید در سطوح فرد، سازمان (گروه)، جامعه و حتی بین‌المللی صورت پذیرد.

بدیهی است تغییر رفتار و آموزش‌های مورد نیاز برای چنین تغییراتی نیازمند درک صحیحی از سطح نیازهای انسانی است. تغییرات مورد نظر و نیاز، زمانی به تحقق خواهند نشست که ضمن طی نمودن مراحل فوق، درک صحیحی از جایگاه و سطوح نیازهای انسانی وجود داشته باشد. مسلماً طلب کردن تغییرات متعالی برای افرادی که در تأمین پایین‌ترین سطوح هرم نیازهای انسانی خویش مانده‌اند، انتظاری بی‌جا خواهد بود.

در شرايطي كه تغييرات آب و هوايي به عنوان يك ريسك سيستميك مطرح است كه از سه ويژگي پيچيده بودن، ابهام و عدم حتميت برخوردار مي باشد و كشاورزان در اين حالت دچار آسيب مي شوند، انجام فعاليت‌هاي ترويجي دشوارتر است.  در اين حالت مهمترين اقدام، ايجاد و تقويت رفتار زيست‌محيطي و سازگاركننده كشاورزان با شرايط پيش‌رو است. ايجاد چنين رفتاري نيازمند تغير در نگرش، هنجارها و كنترل رفتار ادراك شده كشاورزان است. دراين راستا در كشورهاي مختلف اقدامات مختلف ترويجي و اموزشي به منظور از بين بردن ضعف دانشي و آگاهي كشاورزان در خصوص تغيير اقليم و ناآشنايي كشاورزان با نحوه مديريت ريسك ناشي از تغيير اقليم و در نتيجه ايجاد رفتار سازگاري در كشاورزان انجام شده است. از بين بردن شكاف دانشي بين كشاورزان و دست‌اندركاران مربوطه در زمينه تغيير اقليم، توجه بيشتر به كشاورزان زودپذير و ايفاي نقش الگويي توسط آنان، و ارائه خدمات مشاوره‌اي از جمله اين اقدامات است. اما در شرايط كنوني و متناسب با كشور ايران، ارائه خدمات مشاوره‌اي كشاورزي يكي از گام‌هاي مهم مي باشد. اين عمل از دو طريق ارتباط ريسك و يادگيري اجتماعي قابل انجام است. اين دو عمل موجب مديريت ابهام توسط كشاورزان شده و در نتيجه با افزايش ظرفيت انطباقي كشاورزان و كاهش آسيب‌پذيري آنان زمينه‌هاي تطابق با تغييرات آب و هوايي را به‌وجود مي‌آورد.

گفتنی است که آقایان دکتر طالبی، کشتکار، فتحی پور، وکیل پور نیز از افرادی بودند که به بیان نظرات و دیدگاه های خود، در رابطه با مباحث مطرح شده در جلسه ی پنجم هم اندیشی ، پرداختند.

9 اسفند 1395 / تعداد نمایش : 407