متن کامل خبر


 
نشست "علم ديني ، غير ديني، تفسير ديني غير ديني" برگزار شد

خلاصه خبر: سومین نشست توسعه و ترویج كرسی های نظریه پردازی نقد و مناظره با موضوع "علم دینی، غیر دینی، تفسیر دینی غیر دینی" با سخنرانی حجت الاسلام فلاح رفیع، هجدهم آبان ماه در سالن علامه جعفری دانشكده علوم انسانی برگزار شد.

 سومین نشست توسعه و ترویج كرسی های نظریه پردازی نقد و مناظره با موضوع "علم دینی، غیر دینی، تفسیر دینی غیر دینی" با سخنرانی حجت الاسلام فلاح رفیع، هجدهم آبان ماه در سالن علامه جعفری دانشكده علوم انسانی برگزار شد.

حجت الاسلام فلاح رفیع مسئول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه در ابتدای این نشست اظهار داشت: بسیاری از ما انسان ها چنین تصور می كنیم كه موجودات غیر انسانی نیز جهانی همچون جهان ما دارند چون نگاه ما به عالم هستی نگاهی كاملا متفاوت از موجودات دیگر است. منظور از جهان پدیده ای موجود در جهان نیست بلكه تفسیر و تحلیل پدیده هاست.

وی افزود: فرق ما انسان ها و دیگر موجودات به وجود تفسیر و تحلیل از سوی ما انسان ها و عدم آن از سوی دیگر موجودات است. آدمی، جهان را خود تفسیر می كند در حالی كه موجودات دیگر اینگونه نیستند و دست كم به میزان انسان،‌ جهان خود را تفسیر نمی كنند.

دكترفلاح رفیح تصریح كرد: در عین حال كه واقعیت جهان قابل انكار نیست صرف واقعیت داری به شناخت آن منجر نمی شود بلكه تفسیر واقعیت نیز امری ضرروی است. تفسیر جهان غیر از تجربه جهان است و تفسیر، مبتنی بر منبعی غیر از منبع تجربه است. منبع تجربی جهان، حواس مشترك بین انسان و دیگر موجودات است در حالیكه تفسیر، مبتنی بر نیروی عقل و اندیشه است كه مخصوص آدمی است.

وی گفت: با تجربه به مدد عقل، علم تجربی حاصل می شود و بنابراین ركن اول علم تجربی، درك جهان به واسطه حواس آدمی است اما درك حسی جهان بدون عقل به علم منجر نمی شود. با تفسیر به مدد حس، نگرش فلسفی حاصل می شود، بنابراین ركن اول نگرش فلسفی به جهان عقل تفسیرگری است كه با مدد حس می تواند به تفسیر جهان دست یابد.

وی با بیان اینكه علم به جهان غیر از نگرش فلسفی به جهان است اظهار كرد: علم به جهان، جهان را ترجمه می كند، اما نگرش فلسفی به جهان آن را تفسیر می نماید. با نبود عقل و قوانین كلی آن، علم شكل نمی گیرد، هرچند جهان مشاهده می شود و نیازهای اولیه انسان برطرف می گردد.

وی ادامه داد: با نبود حس و تجربه، تفسیر ممكن نیست و نگرش فلسفی محقق نمی شود. چرا كه تفسیر باید بر روی واقعیتی انجام گیرد و آن واقعیت با حس و تجربه درك شود. هم تجربه حسی در تبدیل به علم نیازمند عقل است و هم عقل در تفسیر جهان به تجربه حسی نیاز دارد و تجربه حسی و تعقل فلسفی هر دو در تعامل با هم هستند.

وی در خصوص فلسفه ورزی در تفسیر اظهار داشت: تفسیر در عین حال كه كاری فلسفی كردن بر روی واقعیت است خود می تواند چون واقعیاتی باشد كه بر روی ان كار فلسفی و یا فلسفه ورزی صورت پذیرد. ما به تفسیر واقعیت نمی پردازیم، بلكه فلسفه را در هاون فلسفه می كوبیم و در نمد آن ورز می دهیم.

وی تاكید كرد: فلسفه خود پژوهیدن است و لزوما نباید انتظار پاسخ نهایی و یا حتی صحیح را از آن داشته باشیم. فلسفه هر مقوله ای را اعم از عینی و ذهنی در هاون خود قرار می دهد. ما نه تنها برای همه علوم، فلسفه داریم بلكه برای فلسفه نیز فلسفه داریم و ابزار كار فلسفی، عقل آدمی است.

وی با اشاره تعدد تفسیر ها خاطر نشان كرد: تفسیر و تحلیل فقط در میان آدمیان است و دیگر موجودات از آن برخوردار نیستند. تفسیر در انسان ها می تواند متفاوت باشد نه در تفسیر و تحلیل بلكه در حس و مشاهده نیز ممكن است تفاوت هرچند اندك وجود داشته باشد.

وی با اشاره به عواملی كه سبب تعدد تفسیر می شود تصریح كرد: در حوزه معرفت شناختی برخی عوامل ماند اتخاذ موضع انحصاری در بخش منابع شناخت، تعجیل در نتیجه گیری، پیش داوری، داوری موضع گیرانه و روند تكاملی تفسیر سبب تعدد تفسیر در یك موضوع می شوند.

وی خاطر نشان كرد: تفسیر های ارائه شده از بخشی از جهان هستی یا كل آن، ‌موجب فهم بهتر ما از بخشی خاص و یا كل جهان می شوند و از آنجای یكه فهم ما از جهان به یكباره و كاملا مطابق با واقع صورت نمی گیرد، تفسیر باید هم متعدد و هم متكامل باشد كه تكامل تدریجی تفسیرها، نشان از فهم متكامل ما از جهان هستی یا بخش های آن است.

وی گفت: تفسیرها به دو گونه تعدد پذیرند؛ تفسیرهای پیشین نادرست و مذموم و تفسیرهای پیشین درست و در نتیجه ممدوح. فهم متكامل لزوما به معنای خطا بودن فهم های پیشین ما و یا تفسیرهای مبتنی بر آن فهم و فهم های مبتنی بر آن تفسیرها نیست.

وی با اشاره به تفاوت نظریه و تفسیر اظهار داشت: نظریه ها تفاوت هایی را با تفسیرها دارند؛ نظریه ها نسبت به تفسیرها حكم مقدمه را دارند و نظریه ها، تفسیرها را به دنبال خود می آورند و با انباشت نظریه و یا تمركز بر روی نظریه ای خاص،‌ تفسیر خاصی از جهان شكل می گیرد.

مسئول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری تصریح كرد: نظریه ها از داده های اطلاعاتی نشأت می گیرند. عمر نظریه ها با طرح نظریه های بدیل و ابطال كننده به پایان می رسد در حالیكه عمر تفسیرهای مبتنی بر نظریه های باطل شده می تواند همچنان استمرار داشته باشد. نظریه های علمی بیشتر نظری اند و در حالی كه تفسیرها بیشتر ایدئولوژیك و عملی اند. تفسیر های مبتنی بر نظریه های ابطال شده باطل اند.

وی افزود: تفسیرهای صرفا مبتنی بر نظریه های علمی نسبت به خالق باوری، معناداری، هدفمندی و اخلاقی بودن جهان هستی بی طرف و بی تفاوت اند. تفسیرهای مبتنی بر نظریه ای مطرح در دین، فلسفه و عرفان، تابع این منابع و محتوای آنها می باشند. نظریه ها و احكام علمی نشأت گرفته از متون دینی نیز علم اند و به خودی خود نسبت به باورهای دین، هدفمندی و معنا داری هستی بی تفاوت اند.

دكتر فلاح رفیع افزود: تفسیر دینی از علم،‌ مبتنی بر باورهایی است كه فرد معتقد و متدین از پدیده های آن دارد. چنانچه افرادی نه الحادی باشند و نه الهی آنها پدیده های هستی را نه تفسیری الهی می كنند و نه تفسیری الحادی.

نشست علم دینی، غیردینی، تفسیر دینی غیردینی
 

وی تصریح كرد: ادعای وجود علم دینی به معنای تحقق علومی كه ماهیت و ذات آنها دینی باشد ادعای غیر قابل اثبات نیست. حتی الحادی ترین نظریه ها در علم، ‌صرفا نظریه های علمی اند كه با باورهای دینی در تعارض اند و نه ذاتا غیر دینی باشند.

وی تاكید كرد: نظریه ها به تبع علوم مبتنی بر آنها، فی حد ذاته نه دینی اند و نه غیر دینی. آنچه آنها را دینی یا غیر دینی می كند مفسر آنهاست.

وی گفت: ما علم دینی نداریم همانگونه كه علم غیر دینی نداریم. به جای علم دینی، تفسیر دینی از علم وجود دارد، همانگونه كه تفسیر غیر دینی از علم وجود دارد و علم به خودی خود بدون تفسیر مفسر، نه دینی است و نه غیر دینی .

وی با تاكید بر باورمند كردن انسان ها در جهت دینی شدن تمام علوم و هستی اظهار داشت: عالمان و مبلغان دینی،‌ بیش از هر چیز بایست سعی خود را در جهت باورمند كردن انسان ها و بیدارسازی وجدان و فطرت خدایی آن ها از راه های گوناگون همچون استدلال و حكمت و موعظه و وجدال احسن به كار گیرند. با تحقق این امر نه تنها علوم كه همه ذره ذره هستی ، خدایی و دینی خواهد شد.

وی در پایان تصریح كرد: قرآن كریم اولین گام و تنها شرط استفاده حتی از كتاب عزیز الهی را باورمندی به غیب و مبدا و معاد می داند. نه آنهایی كه تلاش می كنند علم را دینی كنند به نتیجه می رسند و نه آنهایی كه تلاش می كنند علم را غیر دینی كنند به نتیجه خواهند رسید و ما متدینان و مفسران دینی باید تلاش كنیم كه باورمندی انسان ها به خداوند، بیشتر و بیشتر شود.

پس از سخنان حجت الاسلام فلاح رفیع اساتید،‌ صاحبنظران و حاضران در جلسه به بیان نظرات و سوالات خود پرداختند.
 

23 آبان 1394 / تعداد نمایش : 517